der Wechselbalg

Aussprache: /ˈvɛksl̩ˌbalk/
Worttrennung: Wech·sel·balg
اسم

بچه جن، بچه عوضی (در افسانه‌ها، کودکی که توسط جن‌ها با کودک واقعی عوض شده)

Bedeutungen

1

در افسانه‌ها و فولکلور، موجودی (اغلب یک جن یا پری) که به جای کودک انسان گذاشته می‌شود. این موجود معمولاً ناخوشایند، بیمار یا بدشگون توصیف می‌شود.

  • Die alte Geschichte erzählt von einem Wechselbalg, der im Wald gefunden wurde.داستان قدیمی درباره بچه‌جنی است که در جنگل پیدا شد.
  • Manche Eltern glaubten früher, ihr krankes Kind sei ein Wechselbalg.برخی والدین قبلاً معتقد بودند که کودک بیمارشان بچه عوضی است.
  • Der Wechselbalg weinte die ganze Nacht und machte den Eltern große Sorgen.بچه جن تمام شب گریه می‌کرد و والدین را بسیار نگران می‌کرد.