die Wechselbeziehung

Aussprache: /ˈvɛksl̩bəˌt͡siːʊŋ/
Worttrennung: Wech·sel·be·zie·hung
اسم

رابطه متقابل، تعامل، همبستگی

Bedeutungen

1

رابطه‌ای که بین دو یا چند چیز، فرد یا پدیده وجود دارد و در آن هر یک بر دیگری تأثیر می‌گذارد یا از آن تأثیر می‌پذیرد؛ تعامل دوطرفه.

  • Es besteht eine enge Wechselbeziehung zwischen Wirtschaft und Politik.رابطه نزدیکی بین اقتصاد و سیاست وجود دارد.
  • Die Wechselbeziehung zwischen Eltern und Kindern ist komplex.رابطه متقابل بین والدین و فرزندان پیچیده است.
  • Wissenschaftler untersuchen die Wechselbeziehung zwischen Klima und Artenvielfalt.دانشمندان در حال بررسی رابطه متقابل بین آب و هوا و تنوع گونه‌ها هستند.