der Wechselfall

Aussprache: /ˈvɛksl̩ˌfal/
Worttrennung: Wech·sel·fall
اسم

مورد متغیر، حالت متغیر، تغییر ناگهانی

Bedeutungen

1

حالتی که در آن شرایط یا اوضاع به طور غیرمنتظره و ناگهانی تغییر می‌کند.

  • In einem Wechselfall muss man schnell reagieren können.در یک مورد متغیر، باید بتوان به سرعت واکنش نشان داد.
  • Die Versicherung deckt auch Schäden ab, die durch einen Wechselfall wie einen Sturm entstehen.بیمه خسارات ناشی از یک حالت متغیر مانند طوفان را نیز پوشش می‌دهد.
  • Der Projektmanager war auf jeden Wechselfall vorbereitet.مدیر پروژه برای هر تغییر ناگهانی آماده بود.
2

موردی که در آن یک قانون، قاعده یا حکم بسته به شرایط خاص، متفاوت اعمال می‌شود.

  • Das Gesetz sieht für diesen Wechselfall eine besondere Regelung vor.قانون برای این مورد متغیر، مقررات خاصی را پیش‌بینی کرده است.
  • In einem solchen Wechselfall ist die Entscheidung des Gerichts entscheidend.در چنین حالت متغیری، تصمیم دادگاه تعیین‌کننده است.
  • Der Anwalt erklärte die verschiedenen Wechselfälle, die bei der Vertragsauslegung auftreten können.وکیل موارد متغیر مختلفی را که ممکن است در تفسیر قرارداد رخ دهد، توضیح داد.