die Wegzehrung
توشه راه، آذوقه سفر
Bedeutungen
1
خوراکیها و نوشیدنیهایی که برای مصرف در طول سفر یا پیادهروی طولانی تهیه و حمل میشوند.
- Wir packten Brot, Käse und Wasser als Wegzehrung für die Wanderung.ما نان، پنیر و آب را به عنوان توشه راه برای پیادهروی بستهبندی کردیم.
- Die Pilger hatten nur einfache Wegzehrung dabei.زائران فقط توشه راه سادهای همراه داشتند.
- Bitte sorgen Sie für ausreichend Wegzehrung, da es unterwegs keine Einkehrmöglichkeit gibt.لطفاً از توشه راه کافی اطمینان حاصل کنید، زیرا در طول مسیر امکان خرید وجود ندارد.