wehren

Aussprache: /ˈveːrən/
Wortzerlegung: weh·ren
فعل

دفاع کردن، مقاومت کردن

Beispiele

  • Man kann sich gegen die Unterdrückung ''wehren.می‌توان در برابر ظلم مقاومت کرد.
  • Ich ''habe'' mich lediglich gegen die Angriffe ''gewehrt.من صرفاً در برابر حملات دفاع کردم.

Bedeutungen

1 sich (Dativ) + gegen + Akkusativ

از خود دفاع کردن، مقاومت کردن در برابر چیزی یا کسی (انعکاسی)

  • Er wehrte sich gegen die Anschuldigungen.او در برابر اتهامات از خود دفاع کرد.
  • Man muss sich gegen Ungerechtigkeit wehren.باید در برابر بی‌عدالتی مقاومت کرد.
2 Akkusativ

چیزی را دفع کردن، جلوگیری کردن از وقوع چیزی (غیرانعکاسی، کمتر رایج)

  • Er konnte den Angriff kaum wehren.او به سختی توانست حمله را دفع کند.
  • Die Stadt wehrte sich erfolgreich gegen die Belagerung.شهر با موفقیت در برابر محاصره مقاومت کرد.
3 sich (Dativ) + Genitiv / von + Dativ

از انجام کاری خودداری کردن، جلوی خود را گرفتن (انعکاسی، اغلب با 'können')

  • Ich konnte mich des Lachens nicht wehren.من نتوانستم جلوی خنده‌ام را بگیرم.
  • Sie konnte sich der Tränen nicht wehren.او نتوانست جلوی اشک‌هایش را بگیرد.