die Weißbrotkrümel

Aussprache: /ˈvaɪ̯sbʁoːtˌkʁyːməl/
Worttrennung: Weiß·brot·krü·mel
اسم

خرده نان سفید

Bedeutungen

1

تکه‌های کوچک و ریز باقی‌مانده از نان سفید، که معمولاً در انتهای بسته نان یا پس از خرد کردن آن به دست می‌آید.

  • Die Kinder spielten mit den Weißbrotkrümeln.بچه‌ها با خرده‌های نان سفید بازی می‌کردند.
  • Ich habe die Weißbrotkrümel für die Panade verwendet.من از خرده‌های نان سفید برای آرد سوخاری استفاده کردم.
  • Der Vogel fraß die Weißbrotkrümel auf dem Boden.پرنده خرده‌های نان سفید را از روی زمین خورد.