die Weißbrotkrümel
خرده نان سفید
Bedeutungen
1
تکههای کوچک و ریز باقیمانده از نان سفید، که معمولاً در انتهای بسته نان یا پس از خرد کردن آن به دست میآید.
- Die Kinder spielten mit den Weißbrotkrümeln.بچهها با خردههای نان سفید بازی میکردند.
- Ich habe die Weißbrotkrümel für die Panade verwendet.من از خردههای نان سفید برای آرد سوخاری استفاده کردم.
- Der Vogel fraß die Weißbrotkrümel auf dem Boden.پرنده خردههای نان سفید را از روی زمین خورد.