das Weißgold

Aussprache: /ˈvaɪ̯sɡɔlt/
Worttrennung: Weiß·gold
اسم

طلای سفید

Bedeutungen

1

آلیاژی از طلا که به دلیل افزودن فلزاتی مانند پالادیوم یا نیکل، رنگ سفید یا نقره‌ای پیدا می‌کند و معمولاً در ساخت جواهرات استفاده می‌شود.

  • Der Ring ist aus poliertem Weißgold gefertigt.این انگشتر از طلای سفید پولیش شده ساخته شده است.
  • Weißgold ist eine beliebte Alternative zu Platin für Verlobungsringe.طلای سفید جایگزین محبوبی برای پلاتین برای انگشترهای نامزدی است.
  • Sie kaufte eine Halskette aus Weißgold mit Diamanten.او یک گردنبند طلای سفید با الماس خرید.