der Weißhaariger

Aussprache: /ˈvaɪ̯sˌhaːʁɪɡɐ/
Worttrennung: Weiß·haa·ri·ger
اسم

فرد مو سفید (مذکر)

Bedeutungen

1

مردی که موهای سفید یا خاکستری دارد، معمولاً به دلیل بالا رفتن سن.

  • Der alte Weißhaariger saß auf der Parkbank und las Zeitung.فرد مو سفید پیر روی نیمکت پارک نشسته بود و روزنامه می‌خواند.
  • Ein freundlicher Weißhaariger half uns, den Weg zu finden.یک فرد مو سفید مهربان به ما در پیدا کردن مسیر کمک کرد.
  • Der Weißhaariger erzählte uns spannende Geschichten aus seiner Jugend.فرد مو سفید داستان‌های هیجان‌انگیزی از دوران جوانی‌اش برای ما تعریف کرد.