der Weißkittel

Aussprache: /ˈvaɪ̯skɪtl̩/
Worttrennung: Weiß·kit·tel
اسم

پزشک، محقق، دانشمند (کسی که روپوش سفید می‌پوشد)

Bedeutungen

1

به طور غیررسمی به پزشک، دانشمند یا محققی که روپوش سفید آزمایشگاهی یا پزشکی می‌پوشد، اشاره دارد.

  • Der Weißkittel erklärte uns die Ergebnisse der Studie.پزشک (یا محقق) نتایج مطالعه را برای ما توضیح داد.
  • Im Labor arbeiten viele Weißkittel an neuen Medikamenten.در آزمایشگاه، بسیاری از دانشمندان روی داروهای جدید کار می‌کنند.
  • Die Kinder waren fasziniert von den Weißkitteln und ihren Experimenten.بچه‌ها مجذوب دانشمندان و آزمایش‌هایشان شده بودند.