das Weißkraut
کلم سفید
Bedeutungen
1
نوعی کلم با برگهای فشرده و سفید یا سبز روشن که به صورت خام یا پخته مصرف میشود.
- Für den Krautsalat brauchen wir Weißkraut und Karotten.برای سالاد کلم، ما به کلم سفید و هویج نیاز داریم.
- Das Weißkraut wurde zu Sauerkraut verarbeitet.کلم سفید به کلم ترش تبدیل شد.
- Oma macht den besten Eintopf mit viel Weißkraut.مادربزرگ بهترین خوراک را با مقدار زیادی کلم سفید درست میکند.