die Weißrübe
شلغم سفید، تربچه سفید
Bedeutungen
1
نوعی سبزی ریشهای با گوشت سفید و پوستی سفید یا مایل به سبز، که از نظر طعم و کاربرد شبیه به شلغم معمولی است.
- Die Weißrübe wurde roh in den Salat geschnitten.شلغم سفید به صورت خام در سالاد خرد شد.
- Im Herbst ernteten wir frische Weißrüben aus dem Garten.در پاییز، شلغم سفید تازه را از باغ برداشت کردیم.
- Manche Leute bevorzugen den milderen Geschmack der Weißrübe gegenüber der roten Bete.برخی افراد طعم ملایمتر شلغم سفید را به چغندر قرمز ترجیح میدهند.