die Weißtanne

Aussprache: /ˈvaɪ̯sˌtanə/
Worttrennung: Weiß·tan·ne
اسم

کاج نقره‌ای (نراد سفید)

Bedeutungen

1

درخت همیشه سبزی از خانواده کاج‌ها با سوزن‌های نقره‌ای و مخروط‌های ایستاده، که معمولاً در کوهستان‌ها و جنگل‌های سردسیر می‌روید.

  • Die Weißtanne ist ein wichtiger Baum für die Forstwirtschaft in den Alpen.نراد سفید درختی مهم برای جنگل‌داری در آلپ است.
  • Im Winter erkennt man die Weißtanne an ihren dunkelgrünen Nadeln und den aufrecht stehenden Zapfen.در زمستان، نراد سفید را با سوزن‌های سبز تیره و مخروط‌های ایستاده‌اش می‌توان شناخت.
  • Der Duft von frisch geschlagenem Holz der Weißtanne erinnert mich an meine Kindheit im Wald.بوی چوب تازه بریده شده نراد سفید مرا به یاد دوران کودکی‌ام در جنگل می‌اندازد.