das Weißwasser
آب سفید (آب متلاطم و پر از حباب در رودخانه)، آب کفآلود
Bedeutungen
1
آب رودخانه یا جریان آب که به دلیل برخورد با موانع، شیب تند یا هوای وارد شده، کفآلود، متلاطم و سفید به نظر میرسد.
- Die Kajakfahrer kämpften sich durch das Weißwasser des reißenden Flusses.قایقرانان با سختی از آب سفید رودخانه خروشان عبور کردند.
- Das Geräusch des Weißwassers war in der Ferne zu hören.صدای آب سفید از دور شنیده میشد.
- Der Wasserfall erzeugte eine große Menge an Weißwasser.آبشار مقدار زیادی آب سفید (کفآلود) تولید میکرد.