das Weißwasser

Aussprache: /ˈvaɪ̯svasɐ/
Worttrennung: Weiß·was·ser
اسم

آب سفید (آب متلاطم و پر از حباب در رودخانه)، آب کف‌آلود

Bedeutungen

1

آب رودخانه یا جریان آب که به دلیل برخورد با موانع، شیب تند یا هوای وارد شده، کف‌آلود، متلاطم و سفید به نظر می‌رسد.

  • Die Kajakfahrer kämpften sich durch das Weißwasser des reißenden Flusses.قایقرانان با سختی از آب سفید رودخانه خروشان عبور کردند.
  • Das Geräusch des Weißwassers war in der Ferne zu hören.صدای آب سفید از دور شنیده می‌شد.
  • Der Wasserfall erzeugte eine große Menge an Weißwasser.آبشار مقدار زیادی آب سفید (کف‌آلود) تولید می‌کرد.