der Weißwein

Aussprache: /ˈvaɪ̯svaɪ̯n/
Worttrennung: Weiß·wein
اسم

شراب سفید

Bedeutungen

1

شرابی که از انگورهای سفید یا انگورهای قرمز بدون پوست تهیه می‌شود و رنگ آن معمولاً از زرد روشن تا طلایی متغیر است.

  • Zum Fischgericht bestellen wir gerne einen trockenen Weißwein.برای غذای ماهی، ما معمولاً یک شراب سفید خشک سفارش می‌دهیم.
  • Dieser Weißwein hat fruchtige Noten von Apfel und Birne.این شراب سفید، نت‌های میوه‌ای سیب و گلابی دارد.
  • Im Sommer trinke ich am liebsten einen kühlen Weißwein.در تابستان، من ترجیح می‌دهم یک شراب سفید خنک بنوشم.