die Weißwurst

Aussprache: /ˈvaɪ̯sˌvʊʁst/
Worttrennung: Weiß·wurst
اسم

سوسیس سفید (غذای سنتی باواریایی)

Beispiele

  • Weißwürste'' nach 12 Uhr mittags zu essen, gilt in München als Sakrileg.خوردن سوسیس سفید بعد از ساعت ۱۲ ظهر در مونیخ توهین به مقدسات محسوب می‌شود.
  • Ohne süßen Senf schmeckt mir die ''Weißwurst'' überhaupt nicht.بدون خردل شیرین، سوسیس سفید اصلاً به من نمی‌چسبد.
  • Weißwurst'' mit süßem Senf, Brezel und Weißbier: Ein typisches bayerisches Frühstück.سوسیس سفید با خردل شیرین، چوب‌شور و آبجوی گندم: یک صبحانه معمولی باواریایی.
  • Als er aus der Kurznarkose erwacht, die er für das CT bekommen hat, fragt er als Erstes nach ein paar ''Weißwürsten''.وقتی او از بیهوشی کوتاهی که برای سی‌تی‌اسکن گرفته بود بیدار می‌شود، اولین چیزی که می‌پرسد چند تا سوسیس سفید است.