das Weideland

Aussprache: /ˈvaɪ̯dəˌlant/
Worttrennung: Wei·de·land
اسم

مرتع، زمین چرا

Bedeutungen

1

زمین یا منطقه‌ای که برای چرای دام‌ها استفاده می‌شود.

  • Die Schafe grasten friedlich auf dem saftigen Weideland.گوسفندان با آرامش در مرتع سرسبز چرا می‌کردند.
  • Der Bauer sucht nach neuem Weideland für seine Rinder.کشاورز به دنبال مرتع جدیدی برای گاوهایش می‌گردد.
  • Große Teile des Landes sind als Weideland ausgewiesen.بخش‌های بزرگی از این سرزمین به عنوان مرتع تعیین شده است.