der Weinkauf

Aussprache: /ˈvaɪ̯nˌkaʊ̯f/
Worttrennung: Wein·kauf
اسم

خرید شراب؛ (مجازی) نوشیدن شراب برای تأیید معامله

Bedeutungen

1

عمل خریدن شراب.

  • Der Weinkauf für die Feier war erfolgreich, wir haben viele gute Flaschen gefunden.خرید شراب برای جشن موفقیت‌آمیز بود، ما بطری‌های خوب زیادی پیدا کردیم.
  • Ein guter Weinkauf hängt von der Qualität und dem Preis ab.یک خرید شراب خوب به کیفیت و قیمت بستگی دارد.
  • Sie planten den Weinkauf für das kommende Wochenende.آنها خرید شراب را برای آخر هفته آینده برنامه‌ریزی کردند.
2

در گویش‌های قدیمی یا منطقه‌ای، نوشیدن شراب به عنوان بخشی از یک مراسم یا برای تأیید یک معامله یا توافق.

  • Früher war der Weinkauf ein wichtiger Teil der Vertragsunterzeichnung.در گذشته، نوشیدن شراب بخشی مهم از امضای قرارداد بود.
  • Nach dem erfolgreichen Handel gab es einen Weinkauf zur Besiegelung des Abkommens.پس از معامله موفقیت‌آمیز، نوشیدنی شراب برای تأیید توافق وجود داشت.
  • Der alte Brauch des Weinkaufs wurde bei der Zeremonie wiederbelebt.رسم قدیمی نوشیدن شراب برای تأیید معامله در مراسم احیا شد.