die Weinkönigin

Aussprache: /ˈvaɪ̯nˌkøːnɪɡɪn/
Worttrennung: Wein·kö·ni·gin
اسم

ملکه شراب (زن جوانی که نماینده یک منطقه شراب‌سازی است)

Bedeutungen

1

دختری جوان که به عنوان نماینده و سفیر افتخاری یک منطقه تولیدکننده شراب انتخاب می‌شود و در رویدادهای مختلف شراب‌سازی شرکت می‌کند.

  • Die Weinkönigin eröffnete das jährliche Weinfest mit ihrer Ansprache.ملکه شراب با سخنرانی خود جشنواره سالانه شراب را افتتاح کرد.
  • Sie wurde zur Weinkönigin des Moseltals gekrönt.او به عنوان ملکه‌ی شراب دره موزل تاج‌گذاری شد.
  • Die Weinkönigin repräsentiert die Region auf Messen und Veranstaltungen.ملکه شراب منطقه را در نمایشگاه‌ها و رویدادها نمایندگی می‌کند.