der Weinkrampf
گریه شدید و غیرقابل کنترل، هقهق
Bedeutungen
1
حالت گریه شدید، ناگهانی و غیرقابل کنترل که اغلب با ناله و زاری همراه است.
- Das Kind bekam einen Weinkrampf, als es sein Spielzeug verlor.وقتی کودک اسباببازیاش را گم کرد، دچار هقهق شد.
- Nach der schlechten Nachricht brach sie in einen Weinkrampf aus.پس از شنیدن خبر بد، او به گریهای شدید و غیرقابل کنترل دچار شد.
- Der kleine Junge hatte einen Weinkrampf, weil er nicht einschlafen konnte.پسر بچه به خاطر اینکه نمیتوانست بخوابد، شروع به هقهق کرد.