der Weinkrampf

Aussprache: /ˈvaɪ̯nkramp͡f/
Worttrennung: Wein·krampf
اسم

گریه شدید و غیرقابل کنترل، هق‌هق

Bedeutungen

1

حالت گریه شدید، ناگهانی و غیرقابل کنترل که اغلب با ناله و زاری همراه است.

  • Das Kind bekam einen Weinkrampf, als es sein Spielzeug verlor.وقتی کودک اسباب‌بازی‌اش را گم کرد، دچار هق‌هق شد.
  • Nach der schlechten Nachricht brach sie in einen Weinkrampf aus.پس از شنیدن خبر بد، او به گریه‌ای شدید و غیرقابل کنترل دچار شد.
  • Der kleine Junge hatte einen Weinkrampf, weil er nicht einschlafen konnte.پسر بچه به خاطر اینکه نمی‌توانست بخوابد، شروع به هق‌هق کرد.