die Weitsichtigkeit
دوربینی (چشم)، دوراندیشی (ذهن)
Bedeutungen
1
عیب انکساری چشم که در آن اجسام دور واضح دیده میشوند اما اجسام نزدیک تار هستند. این حالت معمولاً به دلیل کوتاهی کره چشم یا ضعف قدرت تطابق عدسی رخ میدهد.
- Mit seiner Weitsichtigkeit kann er weit entfernte Objekte gut erkennen.او با دوربینی خود میتواند اشیاء دوردست را به خوبی تشخیص دهد.
- Die Weitsichtigkeit meines Bruders hat sich im letzten Jahr verschlechtert.دوربینی برادرم در سال گذشته بدتر شده است.
- Viele Kinder leiden an Weitsichtigkeit, die sich oft im Erwachsenenalter verwächst.بسیاری از کودکان از دوربینی رنج میبرند که اغلب در بزرگسالی بهبود مییابد.
2
توانایی پیشبینی و درک عواقب بلندمدت یک وضعیت یا تصمیم؛ دوراندیشی؛ بصیرت.
- Die Weitsichtigkeit des Managers hat das Unternehmen vor dem Ruin bewahrt.دوراندیشی مدیر، شرکت را از ورشکستگی نجات داد.
- Man braucht Weitsichtigkeit, um die langfristigen Auswirkungen des Klimawandels zu verstehen.برای درک اثرات بلندمدت تغییرات آب و هوایی به دوراندیشی نیاز است.
- Seine politische Weitsichtigkeit wurde von vielen bewundert.دوراندیشی سیاسی او مورد تحسین بسیاری قرار گرفت.