Wellen schlagen
موج ایجاد کردن، سروصدا کردن، توجه جلب کردن
Bedeutungen
1
ایجاد تأثیر قابل توجه، جلب توجه زیاد یا ایجاد بحث و گفتگو؛ معمولاً در مورد اخبار، رویدادها یا اقدامات.
- Die neue Veröffentlichung des Künstlers schlug hohe Wellen in der Musikszene.انتشار اثر جدید هنرمند موج بزرگی در صحنه موسیقی ایجاد کرد.
- Seine kontroverse Rede schlug Wellen und löste hitzige Debatten aus.سخنرانی بحثبرانگیز او سروصدا کرد و بحثهای داغی را برانگیخت.
- Die Entscheidung des Gerichts wird sicher Wellen schlagen.تصمیم دادگاه قطعاً توجهها را جلب خواهد کرد.