Wellen schlagen

Aussprache: /ˈvɛlən ˌʃlaːɡn̩/
Worttrennung: Wel·len· ·schla·gen
اصطلاح

موج ایجاد کردن، سروصدا کردن، توجه جلب کردن

Bedeutungen

1

ایجاد تأثیر قابل توجه، جلب توجه زیاد یا ایجاد بحث و گفتگو؛ معمولاً در مورد اخبار، رویدادها یا اقدامات.

  • Die neue Veröffentlichung des Künstlers schlug hohe Wellen in der Musikszene.انتشار اثر جدید هنرمند موج بزرگی در صحنه موسیقی ایجاد کرد.
  • Seine kontroverse Rede schlug Wellen und löste hitzige Debatten aus.سخنرانی بحث‌برانگیز او سروصدا کرد و بحث‌های داغی را برانگیخت.
  • Die Entscheidung des Gerichts wird sicher Wellen schlagen.تصمیم دادگاه قطعاً توجه‌ها را جلب خواهد کرد.