die Weltbürgerin
جهانوطن (زن)
Bedeutungen
1
زنی که خود را متعلق به هیچ کشور خاصی نمیداند، بلکه شهروند کل جهان میشمارد و به مسائل جهانی اهمیت میدهد.
- Als Weltbürgerin engagiert sie sich für internationale Friedensprojekte.او به عنوان یک جهانوطن، در پروژههای صلح بینالمللی مشارکت دارد.
- Die Rednerin sah sich selbst als Weltbürgerin und sprach über globale Herausforderungen.سخنران خود را یک جهانوطن میدانست و درباره چالشهای جهانی صحبت کرد.
- Ihre Erziehung hat sie zu einer weltoffenen Weltbürgerin gemacht.تربیت او، او را به یک جهانوطن با دید باز تبدیل کرده است.