die Weltenbummlerin
جهانگرد (زن)، دنیاگرد (زن)
Bedeutungen
1
زنی که به طور مداوم و برای مدت طولانی به کشورهای مختلف سفر میکند و دنیا را میگردد؛ جهانگرد.
- Meine Tante ist eine echte Weltenbummlerin und hat fast alle Kontinente besucht.عمه من یک دنیاگرد واقعی است و تقریباً از تمام قارهها بازدید کرده است.
- Die Weltenbummlerin teilte ihre Reiseerlebnisse in einem Blog.جهانگرد تجربیات سفر خود را در یک وبلاگ به اشتراک گذاشت.
- Als Weltenbummlerin liebte sie es, neue Kulturen kennenzulernen.او به عنوان یک دنیاگرد، عاشق آشنایی با فرهنگهای جدید بود.