der Wendehals
دارکوب پیچگردن، آدم بیثبات، هزارچهره
Bedeutungen
1
نوعی دارکوب کوچک با توانایی چرخاندن سر خود تا ۱۸۰ درجه؛ همچنین به دلیل این ویژگی، به عنوان نماد تغییر جهت یا بیثباتی نیز به کار میرود.
- Der Wendehals kann seinen Kopf erstaunlich weit drehen.دارکوب پیچگردن میتواند سر خود را به طرز شگفتانگیزی بچرخاند.
- Wir haben einen Wendehals im Wald beobachtet.ما یک دارکوب پیچگردن در جنگل مشاهده کردیم.
- Die Fähigkeit des Wendehalses, den Kopf zu drehen, ist einzigartig.توانایی دارکوب پیچگردن در چرخاندن سرش منحصر به فرد است.
2
به طور استعاری، به فردی گفته میشود که موضع خود را به سرعت تغییر میدهد، بیثبات است یا قابل اعتماد نیست؛ هزارچهره.
- Er ist ein echter Wendehals, seine Meinung ändert sich ständig.او واقعاً یک آدم هزارچهره است، نظرش دائماً تغییر میکند.
- Man kann sich nicht auf ihn verlassen, er ist ein Wendehals.نمیتوان روی او حساب کرد، او یک آدم بیثبات است.
- Politiker, die nur ihre eigene Karriere im Sinn haben, sind oft Wendehälse.سیاستمدارانی که فقط به فکر شغل خود هستند، اغلب هزارچهرهاند.