die Werbekampagne

Aussprache: /vɛʁbəˌkampanʲə/
Worttrennung: Wer·be·kam·pa·gne
اسم

کمپین تبلیغاتی

Bedeutungen

1

مجموعه‌ای از فعالیت‌های تبلیغاتی هماهنگ که برای دستیابی به یک هدف بازاریابی خاص در یک دوره زمانی مشخص اجرا می‌شود.

  • Die neue Werbekampagne soll die Verkaufszahlen steigern.کمپین تبلیغاتی جدید با هدف افزایش آمار فروش طراحی شده است.
  • Wir haben viel Geld in diese Werbekampagne investiert.ما پول زیادی در این کمپین تبلیغاتی سرمایه‌گذاری کردیم.
  • Die Werbekampagne wurde erfolgreich abgeschlossen.کمپین تبلیغاتی با موفقیت به پایان رسید.