der Wettermantel
بارانی، پالتوی ضد آب و هوا
Beispiele
- Er zog seinen ''Wettermantel'' an, schlug den Kragen hoch und lief über die jetzt einsam gewordene Promenade.بارانیاش را پوشید، یقه آن را بالا زد و در امتداد گردشگاه که اکنون خلوت شده بود، قدم زد.