wettstreiten
رقابت کردن، در رقابت بودن
Beispiele
- Sie wusste, dass sie mit der Schönheit der Anderen nicht ''wettstreiten'' konnte.او میدانست که نمیتواند با زیبایی دیگران رقابت کند.
- Sie waren in einem Kaufladen beisammen und wollten dort ''wettstreiten'', um zu zeigen, wer der geschickteste war.آنها در یک مغازه بودند و میخواستند آنجا رقابت کنند تا نشان دهند چه کسی ماهرتر است.
Bedeutungen
1
um + Akkusativ / mit + Dativ
با کسی یا چیزی برای رسیدن به یک هدف مشترک یا برتری رقابت کردن.
- Die beiden Firmen wettstreiten um die Marktführerschaft.دو شرکت برای رهبری بازار رقابت میکنند.
- Sie wettstreiten seit Jahren um die besten Noten.آنها سالهاست برای بهترین نمرات رقابت میکنند.