das Wickeltuch

Aussprache: /ˈvɪkl̩ˌtuːx/
Worttrennung: Wi·ckel·tuch
اسم

پارچه پیچیدنی، شال، قنداق

Bedeutungen

1

پارچه‌ای که برای پیچیدن نوزاد یا حمل وسایل استفاده می‌شود.

  • Das Baby schlief friedlich in seinem weichen Wickeltuch.نوزاد در پارچه پیچیدنی نرم خود به آرامی خوابید.
  • Sie benutzte ein buntes Wickeltuch, um ihre Haare vor der Sonne zu schützen.او از یک شال رنگارنگ برای محافظت از موهایش در برابر آفتاب استفاده کرد.
  • Das Wickeltuch war groß genug, um alle wichtigen Dinge für den Ausflug zu verstauen.این پارچه پیچیدنی به اندازه کافی بزرگ بود که تمام وسایل مهم برای سفر را در خود جای دهد.