die Widerborstigkeit
سرکشی، لجبازی، نافرمانی
Bedeutungen
1
رفتار یا نگرشی که در آن فرد از پیروی از دستورات، قوانین یا انتظارات سرپیچی میکند؛ سرکشی و لجبازی.
- Die Widerborstigkeit des Kindes bereitete den Eltern große Sorgen.سرکشی کودک باعث نگرانی زیادی برای والدین شد.
- Trotz aller Ermahnungen zeigte er eine bemerkenswerte Widerborstigkeit.او علیرغم تمام تذکرات، لجبازی قابل توجهی از خود نشان داد.
- Die Widerborstigkeit der Bevölkerung gegen die neuen Gesetze war offensichtlich.نافرمانی مردم در برابر قوانین جدید آشکار بود.