der Widerständler
مقاومتگر، مخالف
Bedeutungen
1
شخصی که در برابر یک قدرت، رژیم یا ایدئولوژی مخالف مقاومت میکند یا دست به مخالفت میزند.
- Er war ein bekannter Widerständler gegen das Regime.او یک مقاومتگر شناخته شده در برابر رژیم بود.
- Die Polizei verhaftete mehrere Widerständler bei der Demonstration.پلیس چندین مقاومتگر را در جریان تظاهرات دستگیر کرد.
- Als Widerständler riskierte er sein Leben, um andere zu schützen.او به عنوان یک مقاومتگر، جان خود را برای محافظت از دیگران به خطر انداخت.