die Widerständlerin
مقاومتگر زن، مبارز زن
Bedeutungen
1
زنی که در برابر یک قدرت، رژیم یا ایدئولوژی مخالف مقاومت میکند یا دست به مخالفت میزند.
- Die Widerständlerin nutzte ihre Position, um Informationen weiterzugeben.مبارز زن از موقعیت خود برای انتقال اطلاعات استفاده کرد.
- Sie war eine mutige Widerständlerin im Untergrund.او یک مبارز زن شجاع در تشکیلات مخفی بود.
- Die Widerständlerin wurde für ihren Einsatz im Widerstand ausgezeichnet.این مقاومتگر زن به خاطر تلاشهایش در نهضت مقاومت مورد تقدیر قرار گرفت.