die Wiederbegegnung
ملاقات مجدد، برخورد دوباره
Bedeutungen
1
عمل یا رویداد ملاقات دوباره با شخصی که قبلاً او را دیدهاید، پس از یک دوره جدایی یا عدم ارتباط.
- Die unerwartete Wiederbegegnung mit meinem alten Schulfreund war sehr emotional.ملاقات مجدد غیرمنتظره با دوست قدیمی مدرسهام بسیار احساسی بود.
- Nach vielen Jahren fand eine freudige Wiederbegegnung der ehemaligen Klassenkameraden statt.پس از سالها، ملاقات مجدد خوشحالکنندهای بین همکلاسیهای سابق برگزار شد.
- Die Wiederbegegnung am Bahnhof verlief etwas unbeholfen, da wir uns nicht viel zu erzählen hatten.برخورد دوباره در ایستگاه قطار کمی ناجور بود، چون حرف زیادی برای گفتن نداشتیم.