die Wiederbegegnung

Aussprache: /ˈviːdɐbəˌɡeːɡnʊŋ/
Worttrennung: Wie·der·be·geg·nung
اسم

ملاقات مجدد، برخورد دوباره

Bedeutungen

1

عمل یا رویداد ملاقات دوباره با شخصی که قبلاً او را دیده‌اید، پس از یک دوره جدایی یا عدم ارتباط.

  • Die unerwartete Wiederbegegnung mit meinem alten Schulfreund war sehr emotional.ملاقات مجدد غیرمنتظره با دوست قدیمی مدرسه‌ام بسیار احساسی بود.
  • Nach vielen Jahren fand eine freudige Wiederbegegnung der ehemaligen Klassenkameraden statt.پس از سال‌ها، ملاقات مجدد خوشحال‌کننده‌ای بین همکلاسی‌های سابق برگزار شد.
  • Die Wiederbegegnung am Bahnhof verlief etwas unbeholfen, da wir uns nicht viel zu erzählen hatten.برخورد دوباره در ایستگاه قطار کمی ناجور بود، چون حرف زیادی برای گفتن نداشتیم.