die Wiederbelebung
احیا، زندهسازی (پزشکی)؛ احیا، باززنده سازی (مد، سبک)
Bedeutungen
1
اقداماتی که برای بازگرداندن عملکرد حیاتی فردی که دچار ایست قلبی یا تنفسی شده است انجام میشود (مانند CPR).
- Die schnelle Wiederbelebung des Patienten war erfolgreich.احیای سریع بیمار موفقیتآمیز بود.
- Er lernte die Techniken der Wiederbelebung im Erste-Hilfe-Kurs.او تکنیکهای احیا را در دوره کمکهای اولیه آموخت.
- Die Wiederbelebung des Herzens gelang den Ärzten nach mehreren Versuchen.پزشکان پس از چندین تلاش موفق به احیای قلب شدند.
2
بازگرداندن یا احیای یک سبک، مد، هنر، یا سنت که قبلاً منسوخ شده یا از بین رفته بود.
- Die Wiederbelebung der alten Handwerkskunst ist ein wichtiger Trend.احیای هنر دستی قدیمی یک روند مهم است.
- Es gab eine Wiederbelebung der Vinyl-Schallplatten in den letzten Jahren.در سالهای اخیر شاهد احیای صفحات وینیل بودهایم.
- Die Wiederbelebung des Interesses an klassischer Literatur ist erfreulich.احیای علاقه به ادبیات کلاسیک مایه خرسندی است.