die Wiederinbetriebnahme
راهاندازی مجدد / بهرهبرداری مجدد
Bedeutungen
1
فرآیند شروع مجدد به کار یک دستگاه، سیستم یا تأسیسات پس از اینکه قبلاً از کار افتاده یا خاموش شده بود.
- Die Wiederinbetriebnahme der Fabrik nach dem Streik war schwierig.راهاندازی مجدد کارخانه پس از اعتصاب دشوار بود.
- Wir warten auf die offizielle Genehmigung zur Wiederinbetriebnahme.ما منتظر مجوز رسمی برای راهاندازی مجدد هستیم.
- Die Wiederinbetriebnahme des alten Servers dauerte mehrere Stunden.راهاندازی مجدد سرور قدیمی چندین ساعت طول کشید.