اسم
گوشت شکار؛ حیوان شکاری (زنده)
جملات نمونه برای Wildbret:
Nach der Vorspeise tischte sie das ''Wildbret'' auf.
بعد از پیشغذا، او گوشت شکار را سرو کرد.
„Die Wirtin, die mich als freigebig kennengelernt hatte, gab mir ''Wildbret'' und Stör.“
«صاحب مهمانخانه، که مرا سخاوتمند دیده بود، به من گوشت شکار و ماهی خاویار داد.»