wilddieben

Aussprache: /ˈvɪltˌdiːbən/
Wortzerlegung: wild·die·ben
فعل

شکار غیرقانونی کردن، قاچاق حیوانات

Beispiele

  • Frau Wolff: »Ihr Kinder, was hier bloß ''gewilddiebt'' wird!خانم ولف: «بچه‌ها، اینجا چه شکار غیرقانونی‌ای می‌شود!
  • Hier handelt es sich nicht mehr um Einladungen; ich habe Sie in meinem Park ''wilddiebend'' gefunden, und ich ermahne Sie, mir nach Savennières zu folgen.این دیگر دعوت نیست؛ من شما را در پارک خودم در حال شکار غیرقانونی پیدا کردم و به شما اخطار می‌دهم که مرا تا ساونیر دنبال کنید.

Bedeutungen

1 بدون حرف اضافه

شکار یا صید حیوانات به صورت غیرقانونی و بدون مجوز.

  • In diesem Wald wird oft gewilddiebt.در این جنگل اغلب شکار غیرقانونی می‌شود.
  • Er wurde erwischt, als er wilddiebte.او هنگام شکار غیرقانونی دستگیر شد.