die Willensanstrengung
تلاش ارادی، تقلا، کوشش
Bedeutungen
1
به کارگیری اراده و تلاش ذهنی یا فیزیکی برای دستیابی به یک هدف یا غلبه بر یک مانع.
- Er brauchte große Willensanstrengung, um die Prüfung zu bestehen.او برای قبولی در امتحان به تلاش ارادی زیادی نیاز داشت.
- Die Überwindung der Sucht erfordert eine enorme Willensanstrengung.غلبه بر اعتیاد نیازمند تلاش ارادی عظیمی است.
- Mit reiner Willensanstrengung hat sie ihr Ziel erreicht.او با تلاش ارادی محض به هدف خود دست یافت.