die Willkür
استبداد، خودسرانه، زورگویی، بیقاعدگی
Bedeutungen
1
عمل یا تصمیمی که بر اساس سلیقه شخصی و بدون توجه به قوانین یا منطق گرفته میشود؛ خودکامگی یا استبداد.
- Die Entscheidung des Richters wirkte wie reine Willkür.تصمیم قاضی مانند خودکامگی محض به نظر میرسید.
- Solche Willkür im Umgang mit den Mitarbeitern ist nicht akzeptabel.چنین خودسرانگی در برخورد با کارکنان قابل قبول نیست.
- Die neue Regelung scheint ohne ersichtlichen Grund und aus reiner Willkür eingeführt worden zu sein.به نظر میرسد قانون جدید بدون دلیل مشخص و از روی خودکامگی صرف وضع شده است.
2
بینظمی، بیقاعدگی یا تصادفی بودن چیزی.
- Die Verteilung der Punkte im Spiel schien anfangs reine Willkür zu sein.توزیع امتیازات در بازی در ابتدا به نظر کاملاً تصادفی میآمد.
- Manche halten die Naturgesetze für eine Form von Willkür, doch sie sind präzise.برخی قوانین طبیعت را نوعی بیقاعدگی میدانند، اما آنها دقیق هستند.
- Die zufällige Auswahl der Teilnehmer erfolgte nach dem Prinzip der Willkür.انتخاب تصادفی شرکتکنندگان بر اساس اصل بیقاعدگی انجام شد.