اسم
پرچم کوچک، پَرچَمَک، فلاگ
جملات نمونه برای Wimpel:
Tobias hat einen orangefarbenen ''Wimpel'' für sein Fahrrad geschenkt bekommen.
توبیاس یک پرچم کوچک نارنجی برای دوچرخهاش هدیه گرفت.
„Wir hören Fanfaren und Blasinstrumente, keine hundert Meter weiter wehen bunte ''Wimpel''.“
صدای شیپور و سازهای بادی را میشنویم، کمتر از صد متر آن طرفتر پرچمهای رنگارنگ در اهتزازند.