die Winkelexistenz

Aussprache: /ˈvɪŋkl̩ʔɛksɪsˌtɛnt͡s/
Worttrennung: Win·ke·lexis·tenz
اسم

وجود در سایه، فعالیت پنهانی

Bedeutungen

1

یک وضعیت یا فعالیت که به صورت پنهانی، غیررسمی یا در حاشیه جامعه انجام می‌شود و اغلب با هدف اجتناب از قوانین یا نظارت صورت می‌گیرد.

  • Er führte eine Winkelexistenz, um seine Gläubiger zu vermeiden.او برای اجتناب از طلبکارانش، وجودی در سایه داشت.
  • Viele Künstler leben lange Zeit in einer Winkelexistenz, bevor sie Anerkennung finden.بسیاری از هنرمندان قبل از یافتن شهرت، مدت طولانی در سایه زندگی می‌کنند.
  • Die Behörden untersuchen die Winkelexistenz des Unternehmens.مقامات در حال بررسی فعالیت پنهانی این شرکت هستند.