die Winkelexistenz
وجود در سایه، فعالیت پنهانی
Bedeutungen
1
یک وضعیت یا فعالیت که به صورت پنهانی، غیررسمی یا در حاشیه جامعه انجام میشود و اغلب با هدف اجتناب از قوانین یا نظارت صورت میگیرد.
- Er führte eine Winkelexistenz, um seine Gläubiger zu vermeiden.او برای اجتناب از طلبکارانش، وجودی در سایه داشت.
- Viele Künstler leben lange Zeit in einer Winkelexistenz, bevor sie Anerkennung finden.بسیاری از هنرمندان قبل از یافتن شهرت، مدت طولانی در سایه زندگی میکنند.
- Die Behörden untersuchen die Winkelexistenz des Unternehmens.مقامات در حال بررسی فعالیت پنهانی این شرکت هستند.