die Winterdämmerung
گرگ و میش زمستانی
Bedeutungen
1
نور کم و پراکنده در هنگام غروب یا طلوع آفتاب در فصل زمستان، که معمولاً با تاریکی زودرس و هوای سرد همراه است.
- Die Winterdämmerung legte sich langsam über die verschneite Landschaft.گرگ و میش زمستانی به آرامی بر منظره برفی نشست.
- Wir genossen die Stille der Winterdämmerung bei einem Spaziergang im Wald.ما از سکوت گرگ و میش زمستانی در هنگام پیادهروی در جنگل لذت بردیم.
- Die Lichter der Stadt schimmerten durch die frühe Winterdämmerung.نورهای شهر از میان گرگ و میش زودرس زمستانی میدرخشیدند.