der Winterfeldzug

Aussprache: /ˈvɪntɐˌfɛltˌtsuːk/
Worttrennung: Win·ter·feld·zug
اسم

لشکرکشی زمستانی، عملیات زمستانی

Bedeutungen

1

عملیات نظامی یا لشکرکشی که در فصل زمستان انجام می‌شود و اغلب با شرایط آب و هوایی دشوار همراه است.

  • Der Winterfeldzug im Osten war für die Armee eine große Herausforderung.لشکرکشی زمستانی در شرق، چالشی بزرگ برای ارتش بود.
  • Historiker analysieren die Strategien des Winterfeldzugs von 1812.تاریخ‌نگاران استراتژی‌های لشکرکشی زمستانی سال ۱۸۱۲ را تحلیل می‌کنند.
  • Die Truppen bereiteten sich auf einen möglichen Winterfeldzug vor.سربازان خود را برای یک لشکرکشی زمستانی احتمالی آماده می‌کردند.