die Winterhärte

Aussprache: /ˈvɪntɐˌhɛʁtə/
Worttrennung: Win·ter·här·te
اسم

مقاومت زمستانی

Bedeutungen

1

توانایی گیاهان، حیوانات یا مواد برای تحمل شرایط سخت زمستان مانند سرما، یخ‌زدگی و کمبود نور.

  • Die Winterhärte dieser Pflanzen ist bemerkenswert.مقاومت زمستانی این گیاهان قابل توجه است.
  • Die Züchter testen die Winterhärte neuer Apfelsorten.پرورش‌دهندگان مقاومت زمستانی ارقام جدید سیب را آزمایش می‌کنند.
  • Gute Winterhärte ist wichtig für Bäume in kalten Regionen.مقاومت زمستانی خوب برای درختان در مناطق سردسیر مهم است.