der Wintervogel

Aussprache: /ˈvɪntɐˌfoːɡl̩/
Worttrennung: Win·ter·vo·gel
اسم

پرنده زمستانی

Bedeutungen

1

پرنده‌ای که در فصل زمستان در یک منطقه خاص یافت می‌شود، یا پرنده‌ای که برای گذراندن زمستان به مناطق گرم‌تر مهاجرت می‌کند.

  • Der Rotkehlchen ist ein bekannter Wintervogel in unseren Gärten.سینه سرخ یک پرنده زمستانی شناخته شده در باغ‌های ما است.
  • Viele Zugvögel sind im Winter nicht mehr zu sehen, aber dieser Wintervogel bleibt.بسیاری از پرندگان مهاجر در زمستان دیگر دیده نمی‌شوند، اما این پرنده زمستانی باقی می‌ماند.
  • Wir füttern die Wintervögel im Garten, damit sie die kalte Jahreszeit überstehen.ما به پرندگان زمستانی در باغ غذا می‌دهیم تا بتوانند فصل سرد را پشت سر بگذارند.