der Wintervorrat

Aussprache: /ˈvɪntɐfoːʁaːt/
Worttrennung: Win·ter·vor·rat
اسم

ذخیره زمستانی، آذوقه زمستان

Bedeutungen

1

مقداری غذا، سوخت یا سایر مایحتاج که برای استفاده در طول فصل زمستان انبار می‌شود.

  • Wir müssen einen großen Wintervorrat an Holz für den Kamin anlegen.ما باید مقدار زیادی هیزم به عنوان ذخیره زمستانی برای شومینه جمع کنیم.
  • Die Familie hat ihren Wintervorrat an Konserven und Trockennahrung aufgefüllt.خانواده ذخیره زمستانی خود از کنسروها و غذای خشک را پر کرده است.
  • Ein guter Wintervorrat ist wichtig, um die kalten Monate gut zu überstehen.یک ذخیره زمستانی خوب برای گذراندن ماه‌های سرد ضروری است.