der Wintervorrat
ذخیره زمستانی، آذوقه زمستان
Bedeutungen
1
مقداری غذا، سوخت یا سایر مایحتاج که برای استفاده در طول فصل زمستان انبار میشود.
- Wir müssen einen großen Wintervorrat an Holz für den Kamin anlegen.ما باید مقدار زیادی هیزم به عنوان ذخیره زمستانی برای شومینه جمع کنیم.
- Die Familie hat ihren Wintervorrat an Konserven und Trockennahrung aufgefüllt.خانواده ذخیره زمستانی خود از کنسروها و غذای خشک را پر کرده است.
- Ein guter Wintervorrat ist wichtig, um die kalten Monate gut zu überstehen.یک ذخیره زمستانی خوب برای گذراندن ماههای سرد ضروری است.