der Wirbelkopf

Aussprache: /ˈvɪrbl̩ˌkɔpf/
Worttrennung: Wir·bel·kopf
اسم

آدم گیج و سردرگم، آدم حواس‌پرت

Bedeutungen

1

شخصی که اغلب گیج، سردرگم، حواس‌پرت یا بی‌نظم است و تمرکز کمی دارد.

  • Er ist ein echter Wirbelkopf und vergisst ständig seine Schlüssel.او واقعاً آدم حواس‌پرتی است و مدام کلیدهایش را فراموش می‌کند.
  • Als Wirbelkopf verliert sie oft den Faden in Gesprächen.او به عنوان یک آدم گیج، اغلب در مکالمات موضوع را گم می‌کند.
  • Manchmal fühle ich mich wie ein Wirbelkopf, wenn ich zu viele Aufgaben habe.گاهی اوقات وقتی کارهای زیادی دارم، احساس می‌کنم آدم سردرگمی هستم.