die Wirkungsstätte
محل فعالیت، محل کار، محل اثرگذاری
Bedeutungen
1
مکانی که فرد یا چیزی در آن فعالیت میکند، اثر میگذارد یا تأثیرگذار است.
- Die Universität war seine wichtigste Wirkungsstätte für viele Jahre.دانشگاه برای سالهای متمادی مهمترین محل فعالیت او بود.
- Er hat seine Wirkungsstätte nach Berlin verlegt.او محل فعالیت خود را به برلین منتقل کرده است.
- Diese Region ist eine wichtige Wirkungsstätte für seltene Tierarten.این منطقه محل اثرگذاری مهمی برای گونههای نادر جانوری است.