die Wirkungsstätte

Aussprache: /ˈvɪrkʊŋsˌʃtɛtə/
Worttrennung: Wir·kungs·stät·te
اسم

محل فعالیت، محل کار، محل اثرگذاری

Bedeutungen

1

مکانی که فرد یا چیزی در آن فعالیت می‌کند، اثر می‌گذارد یا تأثیرگذار است.

  • Die Universität war seine wichtigste Wirkungsstätte für viele Jahre.دانشگاه برای سال‌های متمادی مهم‌ترین محل فعالیت او بود.
  • Er hat seine Wirkungsstätte nach Berlin verlegt.او محل فعالیت خود را به برلین منتقل کرده است.
  • Diese Region ist eine wichtige Wirkungsstätte für seltene Tierarten.این منطقه محل اثرگذاری مهمی برای گونه‌های نادر جانوری است.