der Wirrkopf

Aussprache: /ˈvɪrkɔpf/
Worttrennung: Wirr·kopf
اسم

آدم گیج، آدم آشفته‌فکر، کله‌خراب (غیررسمی)

Bedeutungen

1

شخصی که افکار آشفته و نامنظم دارد، یا کسی که ایده‌های عجیب و غریب و غیرعملی دارد (غیررسمی).

  • Lass dich nicht von diesem Wirrkopf verrückt machen.اجازه نده این آدم آشفته‌فکر تو را دیوانه کند.
  • Er ist ein bisschen ein Wirrkopf, aber seine Ideen sind oft genial.او کمی کله‌خراب است، اما ایده‌هایش اغلب نابغهانه هستند.
  • Manche Leute halten ihn für einen Wirrkopf, weil er anders denkt.برخی افراد او را آدم گیج می‌دانند چون متفاوت فکر می‌کند.