der Wollfäustling

Aussprache: /ˈvɔlˌfɔʏstlɪŋ/
Worttrennung: Woll·fäust·ling
اسم

دستکش پشمی (انگشتی)

Bedeutungen

1

نوعی دستکش که از پشم ساخته شده و هر انگشت آن جداگانه است (برخلاف دستکش‌های بدون انگشت یا دستکش‌های پنج‌تایی که انگشت شست جداست ولی بقیه انگشتان در یک کیسه قرار دارند).

  • Im Winter trage ich am liebsten einen warmen Wollfäustling.در زمستان، من ترجیح می‌دهم یک دستکش پشمی گرم بپوشم.
  • Dieser Wollfäustling hält meine Hände auch bei Kälte schön warm.این دستکش پشمی دستان مرا حتی در سرما گرم نگه می‌دارد.
  • Sie strickte einen bunten Wollfäustling für ihren Sohn.او یک دستکش پشمی رنگارنگ برای پسرش بافت.